تبليغاتX
تو برنامس!

 

انجام شاخص هاي تجارتي – يه صورت خلاصه ‘ آيين نامه ايالتي هنگامي كه از تجارت حمايت مي كند يك فضيلت‘ و هنگامي كه از كارگران حمايت مي كند يك گناه محسوب مي شود.

مقدار زيادي از ادبيات و كاوش و تحليل وجود دارد كه يا اين مشي را دنبال مي كند و يا به شدت با آن مخالفت مي كند. آنهايي كه با اين ديدگاه رقابت مي كنند ‘ آن تفكر نئوكلاسيك را ياداوري مي كنند ‘كه وانمود مي كند كه بازار كامل است‘ و بنابراين تصديق نمي كند كه بازار انحصار كامل يا كارتل وجود دارد‘ نه براي اشاره به سوبسيد مخفي بيشتر يا كمتر ‘بلكه براي ممارست به تحليل بردن (تخريب كردن)رقابت منصفانه. اين همچنين بيان مي دارد‘كه قوانين براي همه قابل احترام است‘ كه در آن نه انحراف عمومي و نه انحراف خصوصي وجود ندارد‘ به مصرف كنندگان اطلاعات كاملي داده شده و اعتبار براي كساني كه مي خواهند آغاز به يك كسب و كار كنند و يا آن را كسترش دهند فراهم شده است . همچنين اين موضوع مورد بحث قرار گرفته است كه انجام داده هاي تجارتي بر پايه فروض روش سناسي سازگار با واقعيت نيست (جدول 4-1 را ببينيد)

افزودني است كه بر پايه تحقيق انجام شده در كشورهاي OECD ‘ ILO مدركي نيافت كه حمايت كند فرض آن قانوني را كه حمايت مي كند در مقابل اخراج هاي ناموجهي كه اثر منفي بر روي كارمندان داشته است.

چندين سال قبل ‘ OECD با احترام به حال اعضايش به نتايج قابل مقايسه اي رسيد .

 

 

جدول 4-1 يك نگاه  ILO بر انجام تجارت : شاخص استخدام كارگران EWI

        در نوامبر 2007 ‘ اعضاي حاكم بر ILO يك مذاكره بر سر  EWI انجام شاخص هاي تجارتي بانكهاي جهان داشت. دبيرخانه يك برگه را آماده كرد كه اشاره به برخي كاستي هاي ادراكي(تصوري) و روش شناسانه شاخص ها داشت ‘ به همان مقدار به مفهوم منفي پنهاني اش براي انتخاب خطوط اصلي ILO . به طور اخص بيان مي دارد كه :

               EWI يك شاخص ضعيف از شرايط سرمايه گذاري‘ نمايش بازار نيروي كار براي ترفيع كارمندان و كار آراسته ‘ مي باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 12:50  توسط من  | 
گزیده های تفسیر المیزان 

(18). اى اهل كتاب باز هم اخطار مى‏كنم كه فرستاده ما محمد (ص)، بسوى شما آمد تا بعد از گذشتن دوران فترت- كه فرستادن رسولان را تعطيل كرديم معارف حقه ما را برايتان بيان كند- تا نگوئيد ما گناهى نداريم چون هيچ پيامبرى نويد آور و بيم‏رسان براى ما نيامد، اينك نويدآور و بيم‏رسان به سويتان آمد و ديگر در منحرف شدن، هيچ بهانه‏اى نداريد و خدا بر هر چيز توانا است

" يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى‏ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ" راغب در مفردات خود گفته: كلمه" فتور- كه كلمه فترت از آن گرفته شده" به معناى آن حالت سستى است كه بعد از فرو نشستن خشم به آدمى دست مى‏دهد، و نيز به معناى نرمى بعد از شدت، و نيز به معناى ضعف بعد از قوت است، خداى تعالى اين ماده را در كلام خود استعمال كرده و فرمود:" يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى‏ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ"، و معناى آمدن رسولى بعد از فترتى از رسولان، اين است كه رسول ما بعد از مدتى طولانى كه هيچ رسولى نفرستاديم بيامد. «1» _______________ (1) مفردات راغب ص 371. ______________________________________________________ ‌صفحه‌ى 412 و اين آيه شريفه دومين خطابى است كه به اهل كتاب شده، و متمم خطاب اول است، براى اينكه آيه اول براى اهل كتاب اين معنا را بيان كرد: كه خداى تعالى رسولى به سوى ايشان گسيل داشته، و او را با كتابى مبين تاييد نموده، و او به اذن خدا بشر را به سوى هر خيرى و هر سعادتى هدايت مى‏كند، و آيه مورد بحث بيان مى‏كند كه بيانى كه گفته شد جنبه اتمام حجت براى آنان دارد، رسول ما به اين منظور بشر را هدايت نموده هر خير و سعادتى را برايشان بيان مى‏كند، كه فردا يعنى در روز قيامت نگويند: خدايا هيچ بشير و نذيرى به سوى ما نيامد تا راه سعادت و شقاوت را براى ما بيان كند. با اين بيان، احتمالى كه در باره آيه داده شده تاييد مى‏شود و آن احتمال اين است كه متعلق فعل" يُبَيِّنُ لَكُمْ" در اين آيه همان متعلق در آيه قبل است، و بنا بر اين احتمال تقدير آيه چنين مى‏شود:" قد جاءكم رسولنا يبين لكم كثيرا مما تخفون من الكتاب" «1»، پس دين اسلامى كه به سوى آن دعوت مى‏شويد در حقيقت همان دين خودتان است كه به آن متدين هستيد و آن دين را تاييد مى‏كند و اگر مى‏بينيد كه در اين دين چيزهايى هست كه در دين شما نيست اين موارد اختلاف بيان همان امورى است كه رهبانان شما از معارف دين شما دزديدند و از شما پنهان داشتند

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:0  توسط من  | 
تفسیر نور
فترت و فاصله‏ى زمانى ميان حضرت مسيح‏عليه السلام تا حضرت محمد صلى الله عليه وآله حدود ششصد سال است. البتّه در دوره‏هايى كه پيامبرى مبعوث نمى‏شود، زمين خالى از حجت خدا نيست، چون اوصياى پيامبران بوده‏اند. به تعبير حضرت على عليه السلام : هرگز زمين خالى از حجّت نيست، چه قدرت داشته باشد يا نه، چون راه خدا نبايد براى پويندگان مخفى بماند. <50> پس ايّام فترت، به معناى رها كردن مردم نيست. فترت‏ها و فاصله‏هاى كوتاه مدت يا دراز مدت، حكمت‏هايى دارد واز برنامه‏هاى مفيد در نظام تربيتى الهى است. نمونه‏هايش در تاريخ، جدا شدن حضرت موسى‏عليه السلام از مردم، اعتكاف انبيا، قطع وحى از پيامبر و غيبت صغرى و كبراى امام مهدى‏عليه السلام مى‏باشد. 1- اسلام اهل‏كتاب را به سوى ايمان فرا مى‏خواند. «يا اهل الكتاب قد جائكم» 2- بيان حقايقى كه كتمان يا تحريف و يا فراموش شده‏اند، يكى از رسالت‏هاى انبياست. «يبيّن لكم» 3- احكام الهى، نياز به تبيين پيامبران دارد. «رسولنا يُبيّن لكم» 4- بعثت، راه عذر و بهانه را به روى انسان مى‏بندد. «ان تقولوا ماجائنا من بشير» 5 - بشارت و انذار، از شيوه‏هاى تبليغى انبياست. «جائكم بشير ونذير» 6- انسان در انتخاب راه آزاد است، انبيا فقط بشارت و هشدار مى‏دهند واجبار و اكراهى ندارند. «فقد جائكم بشير ونذير» 7- نمى‏توان گفت كه چگونه يك پيامبر درس نخوانده مى‏تواند بيانگر معارف كتمان شده و تحريف‏هاى صورت گرفته در دين باشد، چون خداوند بر هر كارى تواناست. «واللّه على كل شى قدير»
تفسیر اطيب البيان
(19)(يا اهل الكتاب قد جاءكم رسولنا يبين لكم علي فتره من الرسل ان تقولوا ماجاءنا من بشير و لا نذير فقد جاءكم بشير و نذير و الله علي كل شي ءقدير):(اي اهل كتاب به تحقيق فرستاده ما بسوي شما آمد تا بعد از گذشتن دوران فترت پيامبران بيايد و شما نگوييد پيامبر نويد دهنده و ترساننده براي مانيامد، اينك پيامبري بشارت دهنده و بيم دهنده بسويتان آمده و ديگر بهانه اي نداريد و خدا بر هر چيز تواناست )،پس فرستاده ما محمد(ص ) بسوي شما آمدتا آنچه را از كتاب خود مخفي كرده بوديد، براي شما آشكار كند و اين دين مؤيددين شماست و كتاب شما را تأييد مي كند و (فترت ) به معناي سستي بعد از فرونشستن خشم است و يا گشايش بعد از شدت و يا ضعف ،پس از قوت ، يعني پيامبر اسلام بعد از سالهاي سال سكون و بي پيامبري بر شما ارسال شد، تانگوييد چون پيامبري بيم دهنده و نويد دهنده براي ما نيامده ، پس ما گناهي نداريم ، حالا پيامبر مبشر و منذر بسوي شما آمده و اين نقض گفتار يهود است كه مي گويند: شريعت آنها خاتم بوده و بعد از پيامبرشان پيامبري نخواهند آمد،لذاحال ديگر عذري نداريد و بايد به او ايمان بياوريد، و كلام آخر آنكه براي نقض قول يهود كه دست خدا را بسته مي دانستند و مي گفتند:(يدالله مغلوله )مي فرمايد: خدا بر هر امري تواناست و هر نفسي را به سبب آنچه عمل كرده مؤاخذه مي نمايد
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:0  توسط من  | 
به نام خدا

سلام. دهم امتحان دارم و بعدش سه تا امتحان که رستم رو از پا میندازه پشت سر هم! الانم مثلا دارم تحقیقمو می تایپم . خسته ام کرده . ازش سر در نمیارم به اون صورت . ولی خب .. چاره چیه!

مالیه بین الملل و رفاه این دوتا بدجور منو می ترسونن ، چون نه سر کلاساشون درست و حسابی حاضر بودم و نه جزوه دست نویسه خودمه و نه کتاباشونو دارم!

این آبخیزداریه رو هم جمع و جورش کنم ...دیگه یا علی مدد !

امروز کنکور بود! خوش به حال من که کنکوری نبودم!

پریشب بنزین سهمیه بندی شد ، خوش به حال من که ماشین ندارم!

اینجا یه پمپ بنزین رو آتیش زده بودند و فردا صبحش حدود ۲۰۰-۲۵۰ تا نیرو اورده بودن که اگه ملت- البته از نوع زبون نفهم و وحشیش خواستن بریزن و همه چیو داغون کنن نتونن .

سر کلاس همین اقتصاد ایرانی که دارم تحقیقشو می نویسم مثلا! استادمون گفت ، مردم ما مریضن! خیلیشونم مریضن! گفت همه می خواهیم از زیر کار در بریم و راحت بشینیم -و تنبل نرو به سایه...-  ولی درامد خوبی داشته باشیم ، مشکلاتمون حل شه ... تازه اشکالی که وارد می کرد بیشتر به این پشت میز نشین ها بود . ولی همه مقصریم .

خسته شدم از این همه اعتراض .

خسته شدم از این همه کج فهمی

خسته شدم از این همه گمراهی

خسته شدم از این همه امتحان!

خسته شدم از این همه "خودم"

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 16:48  توسط من  | 
مستي زوال عقل است و از اين رو همره بي‌خودي است، اما خمار مستي فاني‌ است و حتي شرب مدام(١) نيز علاج درد نمي‌كند. تا زنده‌ايم هوشياريم و هوشيار اسير خود است، مگر آنكه شراب مرگ در كشيم كه يكسره از عقل و از خود مي‌رهاندمان؛ اين سر‌ي است كه در موتو‌ا قبل ان تموتو‌ا(٢) فاش كرده‌اند؛ بشنويد و بميريد:
اين قصه‌ي عجب شنو از بخت واژگون‌
ما را بكشت يار به انفاس عيسوي‌
خوش‌وقت بوريا و گدايي و خواب امن‌
كاين عيش نيست در خور اورنگ خسروي‌
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 9:7  توسط من  | 
مردی نزد امام حسین(ع) آمد و گفت: من مردی گناهکارم و از معصیت پرهیز نمی کنم، مرا پند و اندرز بده. امام حسین(ع) فرمودند: پنج کار انجام بده و هرچه میخواهی گناه کن. اول: روزی خدا را نخور و هرچه می خواهی گناه کن. دوم: از ولایت و حکومت خدا خارج شو و هرچه می خواهی گناه کن. سوم: جایی را پیدا کن که خدا تو را نبیند و هرچه می خواهی گناه کن. چهارم: وقتی عزرائیل برای گرفتن جان تو می آید او را از خود دور کن و هرچه می خواهی گناه کن. پنجم: وقتی مامور و مالک جهنم می خواهد تو را در آتش بیاندازد، در آتش نرو و هرچه می خواهی گناه کن
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 9:7  توسط من  | 

ای مردم ، عبرت بگیرید از آن نکوهش هایی که خداوند به منظور پند و اندرز دوستانش، از علمای یهود کرده است. آنجا که می فرماید: چرا روحانیون و علمای آنها، (یهود) را از سخنان گناه آلود جلوگیری نکردند؟ و فرموده: آن گروه از بنی اسرائیل که کافر شدند، (به زبان داوود و عیسی بن مریم) لعنت شدند، تا آنجا که می فرماید: چه کارهای ناپسندی که انجام می دادند، بدین جهت فساد و اعمال ناروا می دیدند و آنها را منع نمی کردند، چون به آنچه از ستمگران به آنان داده میشد چشم طمع داشتند و از عواقب اعتراضها بیم داشتند ، با اینکه خداوند فرموده : از مردم نترسید، از من بترسید و نیز فرموده: مردان و زنان مومن دوست یکدیگرند، به نیکی امر و از بدی نهی میکنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 9:6  توسط من  | 
شیشه ای می شکند ...

یک نفر می پرسد ... چرا شیشه شکست؟

مادری می گوید ... شاید این رفع بلاست

یک نفر زمزمه کرد... باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد ،  شیشه پنجره را زود شکست.

کاش امشب که دلم ... مثل آن شیشه مغرور شکست، عابری خنده کنان می آمد ...

تکه ای از آن را بر می داشت ... مرحمی بر دل تنگم می شد ...

اما امشب دیدم ...

هیچ کس هیچ نگفت ، قصه ام را نشنید ...

از خودم می پرسم...

آیا ارزش قلب من از .. شیشه پنجره هم کمتر است...

   دعایم کنید                             

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 5:17  توسط من  | 

مرد بر لبه پرتگاهي راه ميرفت. پايش لغزيد و داشت سقوط ميكرد.ناگهان با دستانش شاخه كوچـك گياهي را گرفت اما خيلي زود فهميد كه آن شاخه آنقدر كوچك است كه نميتواند او را نگهدارد. پس سرش را بالا گرفت و فرياد زد : " كسي آن بالا نيست؟" كسي گفت: " من هستم." مرد گفت: " تو كي هستي." او گفت: " من خدا هستم." مرد گفت: "خدايا نجاتم بده من دارم سقوط ميكنم."
خدا گفت: " آيا به من اعتماد داري؟ " مرد گفت: " بله " خداوند گفت: " پس آن شاخه درخت را رها كن." مرد كمي سكوت كرد و فرياد زد: " كَس ديگري آنجا نيست؟ ؟ ؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:5  توسط من  | 
 

*از امام حسین(ع) پرسیدند: یا بن رسول الله روزگار را چگونه می گذرانی؟ فرمودند: روزگار را در حالی می گذرانم که پروردگار بزرگ ناظر اعمال من است و آتش جهنم را پیش روی خود مشاهده می کنم.مرگ در تعقیب من است و از گیر حساب باز پسین رهایی ندارم و در گرو اعمال خویش می باشم.آنچه دلم بخواهد، نمی شود و قدرت دفع مکروهی از خویش ندارم، کارها در دست دیگری است، اگر اراده کند عذابم فرماید و اگر بخواهد، مورد عفوم قرار می دهد. بنابراین این کدامین مسکین است که از من درمانده تر باشد...

یا حسیــــــــــــــــــــــــن ع

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 21:57  توسط من  |